اومدم چیزی بنویسم ولی ..
خودم و نوشته هام دیگه بیش از اندازه بیخود شدیم. حتی از نوشتن دلنگرانی هام که بخش جداناپذیر زندگیم هستند هم حوصله ام سر می ره ..
میشه از شر خودم و افکارم خلاص شم خدا؟ آخه من از جون خودم و بقیه چی می خوام؟ چیزی هم هست که بتونه منو خوشحال کنه؟ مثلاً بگن بیا این خداوندگار و اینم تو و اینم هر چیز که آرزوشو داشتی، بعدش چی؟ اونموقع قراره چی بشه؟!! .. خیلی چیزا، نه؟ منم همین فکر رو می کنم!